خرید بک لینک
یک شنبه و دوشنبه این هفته میزبان نوگل های پیش دبستانی بچه های بهشت بودیم.بخش امانت رو سپردیم به خانم کشاورز تا این دو روزه شیفت صبح امانت رو یه تنه بچرخونه گروه چهل نفره ی اول که روز یک شنبه آمدند بسیار اهل همکاری بودند و خیلی هم کتابخوان و مرتب میپرسیدند کی کتاب میخونیم . به موقع آرام بودند و به موقع اهل شلوغ بازی و شر و شور. گروه روز دوم که دوشنبه آمدند خیلی شیطون و بازیگوش و اهل سرو صدا بودن و از همون اول دلشون بازی میخواست همه هم با هم میخواستن بازی کنن

برای هر دو گروه اول خانم قشقایی در مورد کتابخونه توضیح دادند و جالب بود که همه شون اسم کتابخونه رو میدونستن . بعد از اینکه بچه ها تو بخش کودک نشستن برنامه با موسیقی شاد آغاز کردیم و با شعارهای کتاب و کتابخوانی ادامه دادیم.بعدش مهمون کوچولوی همیشگی مون می می نی اومد و خانم قشقایی و خانم حسن زاده یکی دیگه از قصه های می می نی رو اجرا کردن . اینکه که همشون میخاستن می می نی رو ببوسن و بغل کنن بماند ولی با هزار کلک رفتیم سراغ برنامه بعد که نقاشی با چشم بسته بود همینطور که خانم قشقایی با بچه ها بازی میکرد خانم حسن زاده 5 تا از بچه ها رو برد تا آماده ی نمایش مهمان های ناخوانده بشن . نمایش رو 5 تا وروجک و خانم قشقایی که پیرزن قصه شده و خانم حسن زاده که راوی بود انجام دادند و الحق بچه ها خیلی خوب از عهده ش براومدن .

یه کوچولوی دیگه رو هم آوردیم و با انگشت هاش یه خانواده ی انگشتی درست کردیم و یکی از شعرهای کتاب بازی با انگشت های مصطفی رحماندوست رو با هم خوندیم.

خانم قشقایی هم قصه ی سوسک تنبل رو برای بچه ها گفت و رفتیم سراغ رنگ آمیزی نقاشی هایی که از قبل آماده کرده بودیم همینطور که بچه ها رنگ میکردن خانم قشقایی هم روی وایت برد با دایره برای بچه ها حیونهای قشنگ میکشید.

قسمت خوشمزه ی برنامه هم اجرا شد و بچه ها پذیرایی شدند .

آخرشم پرچم های ایران رو بهش دادیم و سرود ایران رو خوندیم و کتابخونه رو باصدای جیغ و هورای این بچه های بهشتی ایران به لرزه درآوردیم .

برچسب: نویسنده: نوید باقریان تاريخ: يکشنبه 26 اسفند 1397 ساعت: 20:14

صفحه بندی